تبليغاتX
همخانه ها

اولین اردوی انتخابی برون مرزی غارنوردی

اولین اردوی انتخابی برون مرزی غارنوردی به میزبانی هئیت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان البرز و به سرپرستی باشگاه کوهنوردان کاهار با نظارت بخش غارنوردی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۸ و۲۹ اردیبهشت۱۳۹۱ در ورزشگاه بیلقان در روز پنجشنبه زیر پل بیلقان در روز جمعه برگزار گردید.

قابل ذکر است که در این دوره ۳تن از غارنوردان خانه کوهنوردان تهران نیز حضور یافتند.

ساسان کرمخانی-حسین رضوان دوست و مهیار کفاش 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط مهیار | 10:2 | یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 •

گزارش حادثه پیش آمده در پيمايش دره مور

 

 گزارش كامل برنامه تا چند روز ديگه از همين وبلاگ منتشر خواهد شد و اين تقريبا يه گزارش از عمليات اندادي است كه انجام شد. لازم به ذكر است كه ما تقريبا 2 كيلومتر داخل دره حركت كرده بوديم و با 5 فرود تقريبا 600 متر ارتفاع كم كرده بوديم كه حادثه پيش آمد و حبيب 20 متر سقوط كرد. حادثه راس ساعت 11.30 صبح روز شنبه در دره مور واقع در جنگل هاي سيسنگان اتفاق افتاد

       

عکس از وبلاگ ماگما

        من ساعات بعد از حادثه را به چند بخش مهم تقسيم ميكنم .

1- شوك حاصل از حادثه :

      حقيقتا تجربه همچنين حادثه اي بسيار نفس گير وديوانه كننده بود شايد به جرات ميتونم بگم كه اين چند ثانيه اول بعد از برخورد حبيب به زمين همه جا ساكت شد و به اندازه يك روز طول كشيد تا صداي فرياد حبيب به گوشمان رسيد ومقداري از فضاي سنگين حاصل  از حادثه رو كم كرد ويه مقدار حالمون سر جاش اومد.

2-  20 دقيقه تا نيم ساعت اول : (آتل بندي وحمل مصدوم از داخل آب وحفره زير آبشار)

    بعد از فرياد حبيب  بچه هائي كه پايين بودن تونستن برن بالاي سرش . حبيب درد ميكشيد و فرياد ميزد. من خودم اون بالا خيلي حالم  خراب بود نميدونستم اون پائين چه خبره  يه دفعه حبيب مهسا رو صدا زد كه بياد بالاي  سرش. اين يه كم منو دلداري داد كه حبيب انقدر خوب هست كه مهسا رو صدا ميزنه وميخواد ان بياد براي كمك .

      دكتر مطيعي يه سري از وسائل كمك هاي اوليه خودشو وبچه ها رو گرفت و خيلي سريع فرود رفت ورفت بالاي سر حبيب فتاح ابراهيمي هم پشت سرش رفت براي كمك . ولي ما اون بالا هنوز هيچي نميدونستيم . يعني وضعيت حبيب چه طوره هر از چند گاهي فرياد هاي حبيب بلند ميشد و ما كه اون بالا بوديم نميدونستيم حال حبيب چه طوره  . حدود 20 دقيقه تا نيم ساعت گذشت داد و فريادهاي حبيب زيادتر شد و  ديديم كه 4 نفر حبيب  رو با احتياط بلند كردن و از اب بيرون ميارن. بعد از اينكه بردنش يه جاي صاف يه اتيش درست كردن و مسكن زدن و اونجا روبروي ما دراز كشيد جلو اتيش . يه مقدار بچه ها از اون حال و هوا كه در اومدند شروع كردن به صحبت كردن و پرسيدن احوال حبيب  از راه دور  . افرين حبيب چه روحيه داري تو مرد خودش شروع كرد شوخي كردن صداي خنده بچه ها بلند شد  .

3- پيدا كردن مسيري براي اطلاع رساني وامداد ورفتن به سمت بالا

       خوب وضعيت يه مقدار خوب شد ولي هنوز كار مداوا رو حبيب داشت انجام ميشد .حامد هم پائين بود و خيلي زود ما بايد يه كاري ميكرديم وقت به سرعت ميگذشت و ما بايد يه راهي براي بيرون رفتن از دره پيدا ميكرديم  من يه مقدار اومدم عقب و از تو شيار دره و تو افق از لابلاي انبوه برگ درختان آسمان آبي رو ميديدم. در اين  قسمت از دره رو چند سنگ و درخت عدد 24 با رنگ قرمز نوشته شده بود كه با توجه به كهنگي رنگ ميخورد مال 5-6 سال پيش باشه. به هر حال اين نقطه  با شيب زياد ( حدود 60 تا 70 درجه ) به بالا ميرفت. تصميم گرفتم يه نگاه بندازم ببينم راه ميده به بالا يا نه يه 100 – 120 متري اومدم بالا شيب كمتر شد حس كردم اگه بخوايم بريم بالا با توجه به حمل حبيب ميتونه مسيرخوب باشه .

      اومدم پائين وقتي رسيدم پائين ديدم حامد و احسان و امير اومدن بالاي ابشار براي پيدا كردن راه و خبر كردن امداد. بهشون گفتم كه اين مسير بهتر ا ز جاهاي ديگه راه ميده. بچه ها چند تا گوشي گرفتن تا براي تماس هم ايرانسل و هم همراه اول رو با هم داشته باشن. ساعت 12:45 بود كه اونا رفتن.

       بعد ازحدود يك ساعت و نيم يه صدا از پائين اومد كه ما از اين جا يه راه پيدا كرديم كه يك ساعته ميرسه جاده خاكي.

       زود جمع كرديم همه رفتيم پائين از حامد اينا خبري نبود. تصميم گرفته شد همه  بجز اشكان و مهسا و فتاح و آقا مرتضي و پويا برن بالا وكوله ها رو ببرن تا جاده خاكي وكوله و وسايل اضافي روتا اونجا كه ميتونن ببرن كه براي حمل حبيب دستمون باز باشه.

      مسيري كه بچه پيدا كرده بودن نصف  اولش  مسير پر دار و درخت و سنگ لاخ با شيب تند بود و مابقي با شيب كمتر حالت تراورسي به سمت چپ داشت. يه ساعت بعد حدود ساعت 3.30 تا 4 رسيديم جاده خاكي وسايلو گذاشتيم لب جاده بچه ها شروع كردن به گرفتن شماره تلفن كي رو بگيريم اقاي ابادي خواه كه خاموش بود اقاي كفاش واقاي...... احسان كنعاني رو گرفتيم گفت كه به هلال احمر و اورژانس و آتش نشاني زنگ زده گفته بسكت ميخايم  ولي نتيجه اي نگرفته بودن. حتي نميدونستن بسكت دقيقا چي هست!؟ گفته بودن آدرس كوچه يا خيابون ربدين تا ما بيايم ولي بچه ها گفته بودن ميتونيم مختصات بوديم كه با GPS بيايد تو جاده خاكي و لي گفته بودن كه ما همچين امكاناتي نداريم. گفتن كه با آقاي ناهيج رئيس هيت كوهنوردي هم از طريق رضا حنيفه تماس گرفتيم و قرار شده از آتش نشاني بسكت تهيه كنن و با نيسان بيان بالا. به احسان و حامد گفتيم در امتداد جاده خاكي بيايد به هم ميرسيم اين مسير كه پيدا شده خيلي راحت و قابل استفاده تر از اونطرف براي حمل حبيب به نظر ميرسه. براي شناسائي منطقه  فؤاد و پريسا و نيما رفتن سمت چپ جاده  و من و بيژن رفتيم سمت راست. وحيد و مريم و الهام موندن. ما بعد از يه ربع رسيديم به جائي كه جاده  خاكي ساخته شده تمام شد و برگشتيم بچه هاي ديگه هم از اون طرف يه 45 دقيقه رفته بودن و تا نزديكياي گوسفند سرا برگشتن.

        حدود ساعت 5:30 تا 6 بود. امير فلاحي با اسب سرو كلش پيدا شد پشت سرش يه نيسان با حامد و احسان و رضا حنيفه و اقاي ناهيج اومدن. اما متاسفانه آتش نشاني بجاي بسكت به اونا كيسخ حمل جسد داده بود!!!!!!

         بعد از يه سري صحبت هاو مشورت كردن با بچه ها قرار شد احسان بره يه برانكاد درست كنه بياره. سوار نيسان شد رفت به سمت گوسفند سرا.  يه اقاي محلي به نام ثاني مالميري يه برانكاد درست كرد كه از نظر سبكي واستهكام وكيفيت  بايد تو موزه لور فرانسه نگهش دارن اونم تو نيم ساعت خيلي هنرمندانه سرو ته برانكاد و گرد كرده  بود تا جا دست داشته باشه وتو 5-6 نقطه با  تخته هاي صاف شده با پهناي 15 تا 20 سانتيمتر به هم ميخ شده بود. حامد و نيما هم با رضا حنيفه و اقاي ناهيج  رفتن پائين .

        وقتي احسان با برانكاد اومد خانم ها موندن بالا و اقاي وحيد عطائي وفؤاد هم موند پيششون بقيه رفتيم پائين.

       نزديكاي شروع اون شيب انتهايي نامناسب منتج به دره بود كه ديدم اشكان و پوريا و فتاح كوله هاشونو دارن ميارن بالا قرار بود پوريا با نيسان بره آمبولانس بياره،فتاح با دكتر مساعديان يه مشورت بكنه و بعد دوتايي با اشكان برگردن براي كمك به حمل حبيب به بالا . ديگه هوا گرگ وميش شده بود هيچ خبري از نيروهاي كمكي نبود . تنها ما بوديم وما بوديم ما.

 

    4 – بسكت كردن مصدوم

  قبل از هر كاري با طناب هاي 4-5 ميلي محل اتصال هاي برانكاد رو خوب محكم كرديم .

     بچه ها يك نقطه صاف اماده كردن و  احسان  يك طناب  رو به صورت مارپيچ تابوند تا  برانكاد رو رو اون بزاره . بعد از گره زدن طرفين طناب برانكاد رو رو طناب گذاشت .از اون طرف مهسا اتل حبيب و با تخته هاي جديد كه آقاي ثاني درست كرده بود آتل بندي جديد كرد. مهمترين قسمت بلند كردن حبيب وگذاشتن اون رو برانكاد بود. من دقيقا جائي قرار گرفتم كه امروز فهميدم شكسته ران  پا كمي بالاتر از زانو.حبيب ميگفت جون مادرتون مواظب باشيد بنده خدا خيلي درد داشت . لابلاي اين حرفا بچه هاهم يه شوخي هايي ميكردن كه حبيب هم كم نميآورد و جواب ميداد .

      وقتش كه رسيد به شمارش يكي از بچه ها حبيب رو با زير انداز بلند كرديم بدون اينكه يه آخ بگه گذاشتيم رو برانكاد.

      بسكت كردن حبيب تا ساعت 9 شب طول كشيد هيچ خبري از نيروهاي امدادي نبود و همچنان تنها ما بوديم و ما بوديم و ما.

 

    5 – حمل حبيب به سمت بالا

      قرار شد كار حمل حبيب با هماهنگي احسان و گرفتن بسكت بوسيله 6 نفر يعني آقامرتضي و امير جلو، من و نيما وسط و اشكان و بيژن انتهاي بسكت رو شروع  كنيم. بقيه بچه ها هم هر چي كه مونده بود گذاشتن تو كوله هاي باقي مونده وزباله ها رو هم ريختن تو يه پلاستيك بزرگ و رفتيم پاي اون قسمتي كه مسير حركت بود . حامد از 30-40 متر بالاتر يه كارگاه زد و طناب ريخت پائين. بستيم به قسمت جلوي بسكت كه با يه كارابين و 2 تا تسمه به طرفين بسكت وصل شده بود.

      بالا كشيدن حبيب شروع شد. اين صعودهاي 30-40 متري توي قسمت سخت مسير براي 5 بار تكرارشد. يه 2ساعتي تو شيب تند تو تاريكي  لابلاي درختان با شاخ برگ فراوان، با زحمت فراوان، كمك بچه ها، راه باز كردن حنيفه وآقاي ناهيج، جا عوض كردن بچه هافيكس كردن از كارگاه بالا توسط حامد براي استراحت بچه ها، تعويض دست، شيب اصلي رو پشت سر گذاشتيم ديگه حال نداشتيم. كمر و دست و پا همه خسته شده بودن ولي نصف ديگه مسير مونده بود هر جوري بود بايد ميرفتيم بالا شيب تند و تراورس كردن با بسكت خيلي مشكله نفرات سمت  كوه بالاتر قرار ميگيرن تنظيم ارتفاع كار حركت رو سخت ميكنه. نميدونم ساعت چند بود ولي حدود 12 شب بود صداي بچه ها از بالا شنيده شد:"آمبولانس اومد، آمبولانس اومد ".

     شنيدن اين كه آمبولانس اومده خيلي بهمون روحيه داد بيشتر از قبل انرژي گرفتيم وكمتر حبيب و زمين ميگذاشتيم . پوريا كه براي آوردن آمبولانس رفته بود شهر سرو كلش پيدا شد و كمكمون شد. ميگفت كه يه مقدار از مسير رو اشتباه رفته و وقتي برگشتن تو راه اصلي آمبولانس ميخواسته برگرده شهر. ميگفته كه بنزين داره تموم ميشه. گفت بهشون گفته اگه بخوايد برگردين ميخوابم جلوي ماشين بايد بيايد بالا سر مصدوم.خلاصه كه به هر طريق آورده بودشون اون بالا. براي تنظيم و روحيه دادن به بچه ها كار جالبي كرديم. پوريا عدد يك ميگفت و بقيه ميگفتن 2 و همين جور  1-2-1-2

     15تا 20 دقيقه بعد بالا بوديم كه دخترا برامون دست زدن. عوامل اورژانس به جاي اينكه بيان به ما كمك كنن موبايلاشون رو در آوردن. يكي عكس ميگرفت و يكي فيلم.

يكي هم اومد كنار برانكادر و موبايلشو داد به دوستش كه ازش با مصدوم عكس بگيرن. انگار كه دور از جون يه شكار بزرگ زدن....!!!!!!

      يه راست رفتيم لب امبولانس. حبيب رو گذاشتيم پائين و عوامل اورژانس با ديدن حبيب كه بسكت شده بود و اينكه خيلي ظريف به برانكاد با طناب فيكس شده بود و هيچ حركتي نداشت و اينكه آتل بندي شده بود فقط يه سرم بهش وصل كردن و همون جوري گذاشتيمش بالاي آمبولانس و حامد و بيژن همراه حبيب و آمبولانس رفتند.

 6 – انتقال حبيب توسط آمبولانس به بيمارستان.

     به گفته حامد و بيژن ساعت 2:40 دقيقه به بيمارستان رسيدن و بعد از عكس گرفتن و انجام كارهاي اوليه قرارشده كه صبح با آمبولانس بفرستنش تهران وخدا رو شكر فط يه شكستگي از ناحيه رون داشته.

 

 با تشكر از سركار خانم دكتر مهسا مطيعي كه كمك هاي ايشان براي آتل بندي ومراقبت هاي ويژه بسيار مفيد بود همچنين دكتر فتاح ابراهيمي و دكتر روشن قواميان همچنين دوستان خوبم احسان كنعاني كه در تهيه برانكارد وساخت بسكت بسيار كمك كردند. همچنين حامد حواله دار سرپرست برنامه – اشكان افتخاري وهمسرشان الهام اميريان–بيژن لطفي - ‌نيما اسكندري وهمسرشان پريسا شهبازان – اقاي فؤاد رضاپور و بچه هاي خوب كرمانشاه آقاي مرتضي زارع – پويا ازاداني- امير فلاحي - وحيد عطائي فر و همسرم مريم ساجدي صبا و خود مصدوم كه با صبر بسيار و تحمل درد زياد بعد 12 ساعت به آمبولانس رسيد.

همچنين تشكر وقدر داني ويژه از  اقاي  ثاني بومي نزديك به محل حادثه كه در تهيه برانكادر چوبي ودر اختيار گزاشتن اسب وديگر وسايل مورد نياز بسيار كمك  بود.

     وبا تشكر از اورژانس نوشهر كه با حضور خود در حمل مصدوم از مسيرجاده خاكي  به بيمارستان ما را ياري دادند.

 

   در پايان مجددا از تمام دوستاني كه مارا در اين امدادرساني ياري رساندند تشكر وقدرداني مي نمايم.

 از صبح هرچي تلاش كرديم نتونستيم عكسها رو آپلود كنيم. در اولين فرصت اين كار هم انجام خواهد شد.

 

            كيوان تتاپور

 

ضمنا در این باره بخوانید ماگما و  دیار بیستون

!! نوشته شده توسط كيوان | 17:20 | شنبه سی ام اردیبهشت 1391 •

مراسم یادبود و بزرگداشت جعفر ناصری برگزار می گردد

 مراسم یادبود و بزرگداشت جعفر ناصری برگزار می گردد



به اطلاع مي رساند مراسم بزرگداشت و یادبود زنده یاد جعفر ناصری که 21 اردیبهشت ماه، پس از صعود 8163 متري ماناسلو دچار حادثه شد و از میان ما رخت بربست، در مسجد جامع شهر قدس برگزار می گردد؛

- زمان برگزاري: سه شنبه 26 اردیبهشت ماه از ساعت 15 الی 17
- مكان برگزاري: بزرگراه فتح (جاده قدیم کرج) - کیلومتر 20 - واقع در شهر قدس - میدان قدس - بلوار امام خمینی (ره) - مسجد جامع شهر قدس
!! نوشته شده توسط مهیار | 13:38 | دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 •

گشایش مسیر "دال"

 

مهر ماه سال ۹۰ به همراه اميررضا دادرس بعد از بازگشت ناموفق از علم كوه تصميم گرفتيم خودمان را بر روي مسير هاي نا آشنا محك بزنيم. اين تصميم هم به اين خاطر بود كه قبل از اينكه به علم چال برويم تمرين هاي خوبي را در منطقه پل خواب انجام داده بوديم و اين انتظار را داشتيم كه به راحتي ديواره علم كوه را صعود كنيم. اما ....


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حامد | 12:4 | یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 •

"جعفر ناصری" در مانسلو جان باخت

 متاسفانه با خبر شدیم دوست و همنورد عزیز "جعفر ناصری" جان خود را در راه بازگشت از قله مانسلو از داد. به گفته "امید آمحمدی" همنورد وی در مانسلو ٬ ساعت ۶ بعد از ظهر روز ۲۱ اردیبهشت آندو به همراه "حسین صالحی" موفق به صعود قله مانسلو میشوند. و در راه بازگشت متاسفانه جعفر ناصری سر می خورد و سقوط می کند. لازم به ذکر است که دو همنورد دیگر وی نیز نمیتوانند خود را به کمپ برسانند و مجبور به بیواک در ارتفاع ۸۰۰۰ متری میشوند. تلاشهای انجام شده برای پیدا کردن پیکر جعفر ناصری تاکنون بینتیجه مانده است و حسین و امید خود را به بیس کمپ رسانده اند. این در حالی است که آنها از ناحیه پا دچار سرمازدگی شده اند. برای جعفر آرامش ابدی و برای آن دو همنورد دیگرمان سلامتی آرزومندیم.

پ.ن.۱: حالم از این جملات به هم می خوره "جاودانه شد"٬ "به فلان قله پیوست" و غیره و غیره.....هر سال چند نفر رو باید در راه رسیدن به سراب از دست بدیم!!!!!!!؟ فرهنگ قهرمان سازیمون واقعا نیاز به بازنگری نداره!!!!!؟ من اگر تو کوه مردم٬ لطفا بنویسد "فلانی مرد"...من به هیچ جا نمی پیوندم و اینجوری هم جاودانه نمیشم.....!!!!! جاودانه کسانی مثل "حسین هیزم کار"٬ "رضا کفاش"٬ "رضا زارعی" و غیره غیره هستن که در راه آموزش درست کوهنوردی کردن گام بر میدارن...!  عصبی ام!

پ.ن.۲: خدا وکیلی توچال رو ساعت ۶ بعد از ظهر کسی صعود میکنه!!!!!؟

پ.ن.۳: در این باره بخوانید اینجا را.

!! نوشته شده توسط حامد | 9:27 | یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 •

عظیم اولین فاتح ایرانی آناپورنا

 با خبر شدیم "عظیم قیچی ساز" کوه نورد با اخلاق ایرانی امروز صبح ساعت ۶:۴۵ دقیقه به وقت تهران به عنوان اولین ایرانی توانست قله "آناپورنا" را صعود کند. این در حالی است که شایع شده بود عظیم دست از صعود کشیده و قصد بازگشت به میهنمان را دارد. این پیروزی را به عظیم و خانواده محترمش و همچنین خانواده بزرگ کوه نوردی ایران تبریک می گوییم.

لازم به ذکر است قله آناپورنا به دلیل بهمن های خطرناکش یکی از خطرناکترین قله های ۸۰۰۰ متری دنیا می باشد. بعداز قله های "اورست"، "برودپیک"، "کانچن چونگا"،  "دائولاگیری"٬ "نانگاپاربات"٬ "گاشربروم یک" و "گاشربروم دو" این هشتمین صعود ۸۰۰۰ متری عظیم می باشد. به امید سلامتی عظیم و صعود هر ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری دنیا.

پ.ن.: یاشاسین عظیم 

!! نوشته شده توسط حامد | 10:30 | یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 •

برگزاری اولین اردوی انتخابی برون مرزی غارنوردی

به اطلاع می‌رساند اولین اردوی انتخابی برون مرزی غارنوردی به میزبانی هئیت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان البرز و به سرپرستی باشگاه کوهنوردان کاهار با نظارت بخش غارنوردی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران برگزارمی گردد.
این اردوها در دو بخش (آموزشی و انتخابی) طراحی شده است.
بخش اول (آموزشی) به منظور آموزش تکنیک های نوین غارنوردی برای علاقه مندان در نظر گرفته شده است (در این بخش شرکت کنندگان در هر سطح از توانایی می توانند شرکت نمایند).
بخش دوم (انتخابی) به منظور شناسایی افراد مستعد در زمینه غارنوردی و آموزش افراد برای پیمایش غارهای  عمودی برون مرزی در نظر گرفته شده است (در این بخش شرکت کنندگان لازم است به تکنیک های اس. آر. تی غارنوردی تسلط کافی داشته باشند).




ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط مهیار | 9:52 | یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 •

کلاس باز آموزی غارنوردی

اولین بارنامه عملی بخش غارنوردی خانه کوهنوردان تهران طی روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۱ و۲۲ اردیبهشت با برپایی یک دوره کلاس آموزشی تمرینی تکنیک های مقدماتی وپیشرفته غارنوردی در منطقه بندیخچال تهران برگذار میگردد.

علاقه مندان جهت حضور تا چهارشنبه ۲۰اردیبهشت با آقای مهیار کفاش هماهنگی نمایند.

۰۹۳۵۴۰۶۶۰۲۷:مهیار کفاش

 

!! نوشته شده توسط مهیار | 9:42 | یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 •

منابع کارست ایران + دانلود

«زمین شناسی، هیدروژئولوژی و مهندسی منابع کارست ایران» عنوان مجموعه مقالاتی است که در نخستین کنفرانس پژوهشهای کاربردی منابع آب ایران (21 تا 23 اردیبهشت ماه 1389 – شرکت آب منطقه ای کرمانشاه) توسط آقایان مهندس کمال طاهری و دکتر عزت اله رئیسی تدوین شده است. این مجموعه مقالات در 480 صفحه (لینک دانلود نسخه پی دی اف در انتهای متن)، موضوعات مختلفی را در بر می‌گیرد و سرفصلهای آن عبارتند از:


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط مهیار | 15:20 | یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 •

32 روز روی دیواره بلند

  http://www.climbing.com/news/hotflashes/silvia_vidal_32_days_on_a_big_wall

زمان صعود : ۸ فوریه تا ۱۰ مارس ۲۰۱۲   ( ۱۹ بهمن تا ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ )

سیلویا ویدال ، سنگنورد سولیست و برجسته اسپانیایی طی ۳۲ روز روی Serrania Avalancha در پاتاگونیای شیلی موفق به گشایش ۱۳۰۰ متر مسیر با درجه A4 5.10C شد . در طي اين مدت ويدال هرگز فرود نيامد و با جهان خارج نيز هيچ تماسي نداشت.

در خلال اين مدت ويدال 16 روز را یکسره در كارگاه معلق خود به سر برد . به دليل بارش بارانهاي مداوم نه مي توانست صعود كند و نه مي توانست حتي حركت كند . گاهي باران شكل ديواره را عوض ميكرد : يك قيف طبيعي تبديل به يك آبشار مي شد . ويدال مي گويد : در خلال اين ايام من بارها ترديد كردم كه آيا به قله خواهم رسيد و يا حتي آيا مي توانم فرود بيايم.

براي رسيدن به پاي ديواره ، ويدال با قايق از يك درياچه عبور كرد و بعد ، از جنگلي انبوه و نهايتاً از دو رودخانه گذشت . قبلاً يك مسير روي ديواره وجود داشت اما ويدال اولين كسي است كه پا به قله بكر این دیواره گذاشته است .

بعد از رسيدن به قله ، ويدال يك هفته وقت صرف كرد تا كوله پشتي هاي خود را با وزن ۸۰ پوند به پايين بياورد . بارش هاي سنگين و مداوم عبور از دو رودخانه را غير ممكن كرده بود و او مجبور شد۴ روز صبر كند تا بتواند از رودخانه ها عبور كند .

صعودي چنين طولاني و در مكاني چنين پرت و تنها ، کاري نيست كه هر سنگنوردي قادر به انجام آن باشد . ويدال مي گويد : تجربه تنها بودن روي ديواره اي پرت و دورافتاده و آن هم در چنگال هواي ناسازگار اهمیت و ارزشی به مراتب بيشتر از خود صعود دارد .

سيلويا در جولاي ۲۰۰۷ظرف ۲۱ روز مسير "زندگي،ياس بنفش"به طول ۸۷۰ متر و با درجه A4/6a را در جبهه شمال شرقی شیتون اسپایر(قله ای در پاکستان به ارتفاع ۵۸۸۵ متر) گشود . او البته به قله نرسید زیرا صعود ترکیبی سنگ و یخ برای سنگنوردان سولیست چندان ایده آل نیست !

بعضی از اولین صعود های ویدال چنین است : صعود رخ شرقی هاس کاران نورث در کشور پرو با درجه +A3/6a  - صعود ترامونتانا با درجه +A4+/7a  درمایورکا در سال ۱۹۹۸- صعود سارگانتانا با درجه VI A4 5.9به طول ۵۶۰ متر روي ديواره هاف دام،يوسي ميتي در آمريكا در سال ۱۹۹۷  

!! نوشته شده توسط عزیز | 15:2 | شنبه نهم اردیبهشت 1391 •

قله های 8000 متری و چاههای وارونه !

تقدیم به رضا زارعی کوهنورد ملی و کوهنویس فرهیخته کشورمان و با درک تلاش های او جهت شناساندن کوهنوردی مدرن جهان امروز

هیاهوی صعودهای بهاره 8000 متری ها خیلی پر سر و صداست . از جوانان جویای نام گرفته تا پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های هفتاد و اندی سال همه و همه در صددند تا کاری بکنند ، نامی یا  رکوردی به دست آورند . می توان به چند وبلاگ یا وبسایت داخلی یا خارجی مراجعه کرد و با اسم و رسم این آدمها آشنا شد .

چادرشان را شرپاها بر پا می کنند ، غذایشان را شرپاها آماده می کنند ، طنابهای ثابت و نردبان های صعود شان را شرپاها نصب می کنند ، سیلندر های اکسیژن و کوله پشتی هایشان را شرپا ها حمل می کنند و......و...... آنها با صرف هزینه های مالی زیاد ، حتی اگر شده روی کول شرپاها سوار شوند ، قصد دارند تا قله های بیرون و درون خودرا یکجا صعود کنند .

کاملا واضح است که صعودهای این توریست کوهنوردان با هیچیک از معیار ها و ملاک های کوهنوردی مدرن جهان امروز انطباق ندارد .

با وجود همه ی اینها باید شاکر بود ! هم از کوههای 8000 متری ، هم از توریست کوهنوردان جویای نام ، و هم از صنعت توریسم کوهنوردی . مردمان فقیر نپال و تبت چاههای نفت ندارند . بنظر میرسد 8000 متری ها برای مردم کوهپایه همان چاههای وارونه هستند . چاههایی که با جذب "توریست کوهنورد" درآمدی هر چند اندک برای ساکنین خود فراهم می کنند .

ضمنا باید شاکر باشیم که 8000 متری ها تا حدود زیادی باعث رشد کمی ( و نه کیفی ) کوهنوردی کشورمان شده اند . و نیز توجه داشته باشیم که در هیاهوی صعود های بهاره 8000 متری ها  "آموزه ها" و همچنین  "صعود های شاخصی"  وجود دارند که از نگاه کوهنورد فرهیخته مان آقای رضا زارعی دور نمی مانند . این آموزه ها و صعود های شاخص را می توان در وبلاگ کوه قاف پیگیری کرد .

تصویر بیس کمپ اورست از eightsummits.com . و با تشکر از sulduz club

!! نوشته شده توسط عزیز | 10:56 | پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 •

تنها 9 غار تاریخی تعیین حریم شده است!

649 غار تاریخی در ایران شناسایی و در فهرست ملی ثبت شده و از این تعداد تنها 9 غار توانسته شانس تعیین عرصه و حریم را پیدا کند. غار اشکفت گاوی که اتفاقا ثبت ملی بود درحالی توسط دستگاه‌های سنگ‌شکن فروریخت که غار راشک نیز پیش از کاوش توسط افراد محلی با نصب در قفل و زنجیر از آن به‌عنوان محل نگهداری گوسفندان استفاده می‌‌شد. باستان‌شناسان و کارشناسان معتقدند وضعیت تاریک و روبه‌افول محوطه‌ها و غارهای تاریخی نیاز به اقدامات اجرایی و عملیاتی کردن طرح‌های فرهنگی دارد چراکه در این شرایط نابسامان ثبت و تعیین حریم اثر هم دردی را دوا نمی‌کند.
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط مهیار | 10:26 | دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 •

گزارشی از بررسی و شناسایی غارهای آبی چهارمحال و بختیاری

پس از پایان دوره تخصصی غواصی غار در روز 11 فروردین ماه، «یاروسلاو کور» مربی دوره از لهستان و «علیرضا بلاغی» در روز 13 فروردین ماه بمنظور شناسایی و بررسی غارهای آبی استان چهارمحال و بختیاری، برنامه 4 روزه ای را اجرا کردند.

در این برنامه در مجموع 6 غار و چشمه مورد بررسی قرار گرفت که در یکی از غارها، غواصی انجام شد و پس از عبور از یک سیفون و چند حوضچه کوچک و رسیدن به سیفون دوم، ادامه کار به زمان دیگری موکول شد.

همچنین دهانه مناسب دیگری شناسایی شد که بعلت شدت زیاد آب، غواصی به زمان کم آبی موکول گردید.

از مشکلات پیمایش این غارها می‌توان به ساخت و سازهای کارشناسی نشده در نزدیکی غارها، کوچک بودن دهانه ورودی چشمه‌ها و شدت زیاد جریان آب (بخاطر فصل بهار) اشاره کرد.

در پایان لازم است از آقای سعید محمدی بخاطر راهنمایی و پذیرایی در طول مدت برنامه سپاسگزاری ویژه شود.

منبع:غارهای ایران

!! نوشته شده توسط مهیار | 10:22 | دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 •

نارنجي پوش(فيلمي براي ارتقاء فرهنگ)

هفته گذشته به اتفاق يك دوست به سراغ مهرجويي و فيلمش رفتيم. كماكان سينماي فلسفي و رويا پردازانه او همراه با غلو. راستش كليت فيلم چنگي به دل نمي زد اما....نكته قابل توجه فيلم تم اصلي آن بود. "فنگ شويي" يا در فرهنگ خودمان "مرتب بودن" دغدغه اصلي مهرجويي در اين فيلم نارنجي است. به نظر بنده ديدن اين فيلم براي هر ايراني براي يك بار اجباري است٬ نه به خاطر داستان ، كيفيت يا بازي هاي خيره كننده آن كه تنها نكته مثبت آن تلنگريست بر وجدان نامرتب برخي از ما كه محيط اطراف را به راحتي هرچه تمام تر آلوده ميكنيم و فرصت لذت بردن از محيط و طبيعت را از ديگران ميگيرم.

 

پ.ن.: این روزها وقتی به کوه های شمال تهران میرویم....حالمان به هم میخورد از آنهمه زباله ای که در محیط میبینیم.

!! نوشته شده توسط حامد | 9:35 | شنبه دوم اردیبهشت 1391 •

برنامه بهار 1391 خانه کوه نوردان تهران

!! نوشته شده توسط حامد | 11:45 | سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 •

آقا جلال....

دهمین سالگرد درگذشت مرحوم جلال رابوکی
مکان: پناهگاه شیرپلا
زمان: جمعه 91/2/1 ساعت 13 الی 15

پ.ن.: درباره آقا جلال

!! نوشته شده توسط حامد | 8:21 | سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 •

عروسی در قطب شمال

تقدیم به همه ی عاشقان یخ و زندگی

همخانه ای های عزیز ! زمستان را با همه ی سختی هایش ، با همه ی بیم و امید هایش ، در نشست های هفتگی سه شنبه شب ها در خانه کوهنوردان تهران ، از آلاسکا تا نانگا ، ازکی 2 تا گاشربروم 1 سپری کردیم . با ویتالی در کی 2 ، با نیسار و هالن و گرفرید گوشل در گاشربروم 1 مرزهای هستی و نیستی را پیمودیم ، ما در این سوی مرز و آنها درآن سوی مرز .......

و حالا زمستان رفته است . زندگی جریان دارد . اینک بهار است . فصل زایش و رویش . به عروسی می رویم ! عروسی در قطب شمال :

http://www.explorersweb.com/polar/news.php?id=20763

بورگ او سلند Borge Ousland کاشف کهنه کار نروژی مطابق سنت های کلیسای لوتری ( لوتر بنیانگذار پروتستانیزم است ) و در حضور کشیش ، و در کنار شمع و صلیبی که با اسکی ها ساخته بودند در قطب شمال جغرافیایی ( و نه قطب شمال مغناطیسی ) با خانم هیگ Hege ازدواج کرد .

بورگ لباس ملی نروژی به تن داشت و عروس خانم  لباسی گرم و بلند و سفید پوشیده بود .

این زوج از لانگ یربین ، اسوالبارد Longyearbyen  Svalbard به ایستگاه یخ بارنیو Barneo Ice Station پرواز کرده بودند و از آنجا با یک هلی کوپتر روسی 8 - MI  عازم قطب شمال شدند . مراسم ازدواج فقط  30  دقیقه طول کشید . بعد از مراسم ، شامپاین سرو شد همراه با نمایشی از آتش بازی .

هوا در منطقه بارنیو که در 5/44 مایلی  قطب شمال واقع شده در روز ازدواج شفاف بود ، دما منفی 23 درجه ، سرعت باد غربی 8/10 کیلومتر در ساعت ، و مختصات جغرافیایی محل ازدواج 89 درجه و 36 دقیقه شمالی ، و 7 درجه و 34 دقیقه شرقی بود !

بورگ اوسلند در سال 1994 اولین کسی بود که به صورت انفرادی ( solo ) از خشکی به قطب شمال اسکی کرد . او با کایت – اسکی اقیانوس قطب شمال را از روسیه تا کانادا از مسیر قطب شمال پیمود و همین کار را از جزیره برکنر Berkner Island تا مک مردو McMurdo در قاره قطب جنوب انجام داد .

بورگ اوسلند همراه با مایک هورن Mike Horn قطب شمال را در فصل زمستان بدون کمک و حمایت پیموده است . آنها 22 ژانویه 2006 استارت زدند و 23 مارس ( یعنی 2 ماه بعد ) به قطب شمال رسیدند . در این موقع تنها 2 روز بود که قطب شمال رنگ آفتاب را به خود می دید . بورگ اوسلند اکسپدیشن های دیگری نیز داشته است ، از جمله اسکی در آیس کیپ در پاتا گونیای شمالی و جنوبی ، اسکی در لند ژوزف فرانس ، و نیز کشتی رانی در مدار قطب شمال .

!! نوشته شده توسط عزیز | 22:13 | شنبه بیست و ششم فروردین 1391 •

8000 متری ها - صعودهای بهاره - 2012

توریست کوهنوردان  و نیاز به یک تحلیل روانشناختی

 http://www.explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=20733

حسب اعلام سایت  ExWeb از ابتدا ی بهار امسال ده ها اکسپدیشن کوهنوردی از سراسر دنیا عازم 8000 متری های نپال و پاکستان شده اند . 

 براساس نظر ExWeb تلاش های قابل توجه به شرح ذیل می باشند . این تلاش ها  صرفا قابل توجه اند و نه لزوما شاخص  :

- تیم روسها مسیر ی نو برای رسیدن به قله اورست خواهند گشود .

- چاد کلوگ امریکایی ، صعودی سرعتی و بدون اکسیژن بر روی اورست خواهد داشت .

- بیل بورک امریکایی 63 ساله قرار است در یک فصل قله اورست را هم از جبهه جنوبی و هم از جبهه شمالی صعود کند .

 - کنراد آنکر و کوری ریچارد در جبهه غربی اورست به شیوه آلپی تلاش خواهند کرد . این جبهه 20 سال است که صعودی به خود ندیده است

- کارلوس سوریا 73 ساله کوهنورد معروف اسپانیایی در آناپورنا تلاش خواهد کرد .

....

ایرانی ها و 8000متری ها در بهار 2012

حسب اعلام باشگاهها و وبلاگ های کوهنوردی ، فعلا 17 کوهنورد ایرانی  بر روی 5 قله 8000 متری در نپال تلاش می کنند  :

اورست ، 8848 متر – 4 نفر

ماکالو ،  8463 متر – 5 نفر

دائولاگیری ،  8167 متر – 3نفر

ماناسلو ، 8163 متر – 3 نفر

 آنا پورنا ، 8091 متر- 2 نفر

از میان این قله ها سخت ترین آنها آنا پورنا است . در هر حال کوهنوردان ایرانی از مسیرهای عادی صعود خواهند کرد .

به نظر میرسد تعداد زیادی از کوهنوردان حاضر در منطقه ، اعم از ایرانی و خارجی ، در واقع توریست کوهنوردانی هستند که از مسیر های عادی و نرمال و بدون هیچگونه خلاقیت و نوآوری ، و با استفاده از حد اکثر امکانات مالی ، تجهیزات فنی و نیروی انسانی ( شرپا ها ) و با صرف زمان زیاد قصد دارند که به قله های موردنظر خود برسند .  بدیهی است "کوهنوردی مدرن جهان امروز" به اینگونه صعود ها توجه چندانی ندارد .

 واما یک نگاه دقیق و دو سئوال مهم : 17 ایرانی و 5 قله 8000 متری و عبور از مسیر های عادی و تکراری ! غیر از ایران چند کشور دیگر در 8000 متری های نپال چنین آماری دارند ؟  و آیا این امر نیاز به یک تحلیل روانشناختی و جامعه شناختی ندارد ؟ امید و آرزو برای کمی خلاقیت و انجام کارهای نو برروی حتی ارتفاعات کوتاه تر .

!! نوشته شده توسط عزیز | 22:14 | چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 •

تسلیت

 

 

با کمال تاسف باخبر شدیم مادر محترم آقای محمد نادریان دار فانی را وداع گفتند. برای این کوهنورد با اخلاق و خانواده محترم ایشان از خداوند یکتا طلب صبر و برای آن مرحوم طلب آمرزش می نماییم. 

!! نوشته شده توسط حامد | 12:3 | سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 •

فراخوان دوره پزشکی غارنوردی در روز جمعه 25 فروردین

پنجمین دوره پزشکی غارنوردی در روز جمعه 25 فروردین ماه در اصفهان برگزار می‌شود.
بخش غارشناسی و غارنوردی هیئت کوه‌نوردی شهرستان اصفهان در نظر دارد جهت بالابردن سطح اطلاعات پزشکی غارنوردان با توجه به اهمیت امداد و نجات در برنامه‌های غارنوردی و همچنین باتوجه به حوادث سالهای گذشته با همکاری کارگروه پزشکی کوهستان فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی، اقدام به برگزاری دوره پزشکی غارنوردی نماید، لذا علاقه مندان می توانند با درنظر گرفتن شرایط زیر نسبت به شرکت در دوره فوق اقدام نمایند.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط مهیار | 8:26 | سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 •

RSS