چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

محمود میرنوری - نگاه اول
در نشستی نه چندان دور باحضور تنی چند از کوه نوردان پیرامون موضوع روز با نگرش یکی از مدیران پیش کسوت باشگاه آرش آشنا شدم. ایشان معتقد به نقد و بررسی برنامه برودپیک از منظر اجتماعی و فنی بودند که این خود جای بسی مسرت است که ما بدان درجه از رشد و بلوغ فکری رسیده ایم که نقد و نقاد ما را برآشفته نساخته و هر دو را پذیرا هستیم. ولی آیا به راستی چنین است، متاسفانه باید بگو یم خیر.
این روزها شاهدیم که هر نقدی چنانچه به مذاق دوستان خوش آید از درجه و اعتبار والایی برخوردار بوده و جملگی آن را کارشناسانه و فنی می نامند. ولی وای به روز و حال نقادی که جانب احتیاط را نداشته و با وجدانی بیدار و هوشیار به نقد برنامه پرداخته و از سر خیر خواهی نگاهی به حقوق تضیع شده دوستان عزیز از دست رفته مان داشته باشد.
همیشه همین طور است، دو قطب! خیر و شر! و هر دو با چهره هایی بر افروخته و حق به جانب و انگشتانی به بلندای حماقت که به سوی یک دیگر نشانه رفته است، برای سبک کردن کفه ترازوی تقصیر خویش و در این میان این حقیقت است که با کوتاهی ها و شانه خالی نمودن از زیر بار مسئولیت ها به پای وجاهت قربانی می شود .
آیا فکر می کنید که صدور یک مجوز شورای برون مرزی می توانست مانعی از وقوع این تراژدی باشد ؟!
دیگر بس است آدرس هایتان تماماً اشتباه است. ما را سر گردان نکنید و باسر پوش نهادن برخطاهای متعددتان به شعور و شأن جامعه کوه نوردی توهین ننمایید.
می توان گفت: